سلطان محمد مطربي سمرقندي
606
تذكرة الشعراء ( فارسي )
سامان مطلب « صادقيا » در خم گردون * كز دست اجل بىسروسامان شدنى هست [ 247 ] صدرى تاشكندى [ زندهء 1013 ق / 1604 م ] صدرى تاشكندى ، از شعراى مشهور است . فقير پرسيدم به چه ملاحظه « صدرى » تخلّص مىنمايى ؟ فرمود كه : والد اين فقير از احفاد حضرت قطب الاولياء ، غوث الاتقيا ، حضرت صدر اتا مىباشند - قدّس سرّه - خود را به ملازمان آن حضرت نسبت داده « صدرى » تخلّص مىنمايم . تحصيل مىنمايد و گوى فضيلت از اقران مىربايد . همواره به اهل فضل مختلط است و حالا كه شهور سنهء ثلاث و عشر و الف است ، در سمرقند متوطّن است . شعر را بسيار نيكو مىگويد و اين غزل از گفتهء اوست : غزل : دوش آن بت از در مسجد به صد جولان گذشت * ديد زاهد كفر زلفش را و از ايمان گذشت ريزهء الماس مىخواهم نهم بر زخم دل * كز غلط بر ياد او انديشهء درمان گذشت غم قوى طالع ضعيف و دل غمين هجران دلير * واى بر احوال مجنونى كه او زينسان گذشت دوزخى را اينهمه سوز و حرارت از چه روست ؟ * گوئيا او همچو من از كوچهء هجران گذشت بود آرمان اينكه سازم صرف جانان جان خويش * عمر « صدرى » غالبا آخر در اين آرمان گذشت